ویژه های خبری

پژواک خبر- امین جمشیدزاده: جنگ داخلی سودان ریشه در دوران حکومت عمرالبشیر دارد. از سال۲۰۰۳ تا ۲۰۱۶ میلادی، منطقه دارفور صحنه درگیری های خونینی بود که جان حدود۳۰۰ هزار نفر را گرفت و با ارتکاب جرایم جنگی و خشونت علیه غیرنظامیان همراه گردید. کشور سودان اکنون درگیر جنگ ویرانگر داخلی گسترده ای است که ریشه در دهه ها تنش و رقابت بر سر منابع و قدرت دارد. سقوط شهر استراتژیک الفاشر و گسترش کنترل نیروهای واکنش سریع، نه تنها پلن سیاسی کشور را دستخوش تغییر اساسی نموده، بلکه دخالت گسترده کنشگران و بازیگران خارجی به ویژه امارات متحده عربی، تصاعد بحران را افزایش داده و چشم انداز صلح را تیره و تار نموده است. به طور حتم یحتمل با ادامه حمایت کنشگران خارجی و عدم تمایل طرفین به حل مسالمت آمیز سیاسی، دورنما و چشم انداز جنگ داخلی سودان تیره و تار می نماید؛ سقوط الفاشر، کنترل دارفور و فشار نیروهای واکنش سریع در کردفان، نشان دهنده مرحله تازه ای از منازعه و جنگ و احتمال تشدید بحران انسانی و سیاسی به شمار رفته و منافع اقتصادی و ژئوپلیتیک بین المللی، کلاف سردرگم موجود را دو چندان ساخته است و این گره کور به این سادگی باز نشده و پیچیدگی و لم بیشتری پیدا خواهد کرد. منازعه و آتش درگیری در سودان بالا گرفته است و مخاصمه میان دو ژنرال عبدالفتاح البرهان فرمانده ارتش و محمد حمدان دقلو معروف به حمیدتی فرمانده نیروهای سریع یکی در شمال و دیگری در غرب باعث فوران آتشفشان درگیری جنگ های داخلی و آشفتگی در این کشور شده است.بحران کنونی سودان که از آوریل۲۰۲۳ میلادی با شعله ور شدن جنگ میان نیروهای مسلح سودان و شبه نظامیان پشتیبانی سریع رقم خورد. در واقع کانون داغ ماگمای تاریخی این خطه از دهه ها بی عدالتی و نابرابری اقتصادی و سوءاستفاده از هویت بلافصل قومی است. کشوری که پس از سقوط ژنرال عمرالبشیر در سال۲۰۱۹ میلادی کورسویی به افقی تازه و امیدی کوتاه به گذار از دموکراتیک یافته بود؛ دیگر بار در دایره ای از تصاعد بحران، خشونت، خونریزی و ویرانی گرفتار شد. حالا ویرانه های خارطوم و صحنه های خونین دارفور آدمی را بی اختیار یاد نبرد استالینگراد می اندازد و این اپیزودهای خشم و خونریزی و تباهی یادآور همان گذشته ای است که سودان می کوشید از آن عبور کند و ققنوس آبادانی از زیر خاکسترش متولد شود. کارشناسان هشدار می دهند که اگر رویکرد کنونی ممتد و ادامه دار شود؛ سودان چه بسا به طور عملی چندپاره و تجزیه شده و پلن سپهر سیاسی قاره سیاه بار دیگر دچار دگردیسی و تغییر گردد. مادامی که دو ژنرال در یک اقلیم درگیر در این منازعه و جنگ خونین حاضر به گذاشتن سلاح بر زمین و مصالحه نگردند و قدرت های منطقه ای و جهانی منافع خویش را بر صلح ترجیح دهند، باید اذعان نمود که خارطوم آینده ای امیدوارکننده و روشن نخواهد داشت؛ پایتختی که روزگاری قلب تپنده آفریقا قلمداد می شد، اکنون در ورطه سکوت و آنومی بی تفاوتی جهانیان به سوی قهقرا و خاموشی می رود؛ خاموشی ملتی که قربانی منفعت و جاه طلبی مردانی شد که سودای قدرت را بر ویرانه های سیاه سرزمین خویش جست و جو می کنند و هرگز به ساحل آرامش نخواهند رسید و نمی توان قدرت طلبانی که خود را به خواب زده اند از کمای خواب زمستانی خود تا نابودی کشورشان بیدار کرد.


نوشتن دیدگاه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

تصویر امنیتی تصویر امنیتی جدید